خرید بک لینک
مُتَوکِّل عَبّاسی ، ابوالفضل جعفر بن معتصم (۲۰۶-۲۴۷ق)، دهمین خلیفه عباسی و دشمن سرسخت خاندان علی بن ابیطالب (ع). او ۱۵ سال حکومت کرد. در سال ۲۳۶ق، دستور داد حرم امام حسین (ع) را ویران کنند و خانههای اطراف آن را با خاک یکسان سازند و در آن زمینها کشاورزی کنند. بدرفتاری متوکل با آل علی، موجب اعتراضاتی شد، اما به دلیل جو امنیتی حاکم بر جامعه، به شورش و اعتراض عمومی نینجامید. او بر خلاف مأمون و معتصم عباسی، معتقد به قدیم بودن قرآن بود و بحث و جدلها درباره خلق قرآن را پایان داد. او معتزلیان را منزوی، و حمایت ویژهای از اهل حدیث کرد. در دوران او، مرکز خلافت از بغداد به دمشق و سپس به سامرامنتقل شد.

زندگی و خلافت :

جعفر بن معتصم، در سال ۲۰۶ قمری در فم الصلح نزدیک واسط عراق متولد شد.[۱] او در سال ۲۲۷ قمری از سوی برادرش واثق که خلیفه عباسی بود، امیرالحاج شد. از زندگی او تا پیش از رسیدن به خلافت عباسی، اخبار دقیقی در دست نیست.

پس از درگذشت واثق در سال ۲۳۲ قمری، جعفر بن معتصم از سوی سرداران ترک و بزرگان دولت عباسی به خلافت برگزیده شد و به پیشنهاد احمد بن ابی داود، المتوکل علی الله خوانده شد.[۲] این اولین بار در تاریخ اسلام بود که ترکان در تعیین خلیفه دخالت کردند و موفق شدند شخص مورد نظر خود را خلیفه کنند.[۳]

متوکل عباسی سه فرزندش، محمد، ابوعبدالله و ابراهیم را ولیعهد کرد و بخشهایی از سرزمینهای اسلامی را به آنها سپرد. محمد با لقب منتصر، ولیعهد خلیفه عباسی شد، ابوعبدالله با لقب معتز، ولیعهد منتصر و ابراهیم با لقب مؤید، ولیعهد معتز شد.[۴] حکومت مصر و مغرب به منتصر، خراسان و عراق عجم به معتز و شامات و ارمنستان و آذربایجان به مؤید سپرده شد. با این حال این سه در سامرا ساکن بودند و منشیانی منصوب از سوی متوکل برای اداره سرزمینهای اسلامی فرستاده شدند.[۵] برخی از مورخان، این اقدام متوکل را در راستای تضعیف قدرت و نفوذ ترکانی دانستهاند که در دوره خلافت معتصم و واثق، بخشهایی از سرزمینهای تحت حکومت عباسیان را در دست داشتند.[۶]

متوکل پس از چندی منتصر را از ولایتعهدی خلع کرد و معتز را جانشین او ساخت. برخی این کار را ناشی از علاقه متوکل به مادر معتز دانستهاند. در جریان توهین آشکار متوکل به علی بن ابیطالب، منتصر در برابر پدرش ایستاد و برخی همین اقدام او را هم از دلایل عزل از ولیعهدی میدانند.[۷]

متوکل عباسی در سال ۲۴۷ قمری تصمیم گرفت منتصر و سرداران ترک را که با هم متحد شده بودند، از بین ببرد. ترکان مطلع شدند و با پشتیبانی منتصر، شبی در مستی متوکل او را در سامرا، مقر خلافتش، کشتند.[۸]

پایان واقعه محنت :

متوکل عباسی بر خلاف سه خلیفه پیشین یعنی مأمون، معتصم و واثق، از معتزله رویگردان شد و عقاید اهل حدیث را گسترش داد و به عصر محنت پایان داد.[۹]

مأمون، مذهب معتزلی را مذهب رسمی دولت اعلام کرد.[۱۰] او حتی پیش از خلافت خود و در زمان هارون، اعتقادات معتزلیاش را پنهان نمیکرد.[۱۱] در زمان خلافت خود، برای گسترش عقاید معتزله، فرمانهای حکومتی صادر کرد و از جمله در سال ۲۱۲ق، تحت نفوذ ابن ابی داود معتزلی، فرمانی صادر کرد و اعتقاد به حادث بودن خلق قرآن کریم را اجباری کرد. او این موضوع را ملاک گزینش در انتصاب کارگزاران و امیران لشکر و قاضیان ساخت.[۱۲] این اقدام مأمون، با شکنجه، آزار و تحقیر مخالفان حدوث قرآن همراه بود و احمد بن حنبل، پیشوای مذهب حنبلی، از مشهورترین قربانیان آن بود. به دلیل محنت و رنج احمد حنبل، این دوران را عصر محنت نامیدهاند. این رفتارها در عصر معتصم و واثق عباسی نیز ادامه یافت.[۱۳]

متوکل وقتی به خلافت رسید، جانب اهل حدیث را گرفت و سپس در سال ۲۳۴ قمری، مناظره و بحث درباره حدوث یا قدیم بودن قرآن کریم و سایر عقاید دینی را ممنوع کرد.[۱۴] او همچنین آزمونهای عقیدتی را لغو کرد و کسانی که در گذشته به دلیل امتناع از پذیرش عقیده معتزله زندانی شده بودند را آزاد ساخت و به آنها جوایزی داد. متوکل سپس به مبارزه مستقیم با مذهب معتزله پرداخت و محدثان و فقیهان ضداعتزال را دعوت و اکرام کرد و از آنها خواست در مساجد بنشینند و احادیثی در ردّ معتزله بیان کنند.[۱۵]

دشمنی با علویان و شیعیان :

متوکل در ۱۴ سال و دو ماه خلافت خود[۱۶]، با شیعیان بسیار مخالف بود و رسما و علنا از خاندان علی بن ابیطالب (ع) و شیعیان او اظهار انزجار و تنفر میکرد. کسانی که گرایشهای ضدشیعی داشتند، در حکومت او به کار گماشته شدند.[۱۷] محمد بن فضل جرجرایی و عبیدالله بن یحیی بن خاقان، دو وزیر او بودند که هر دو از دشمنان سرسخت خاندان امام علی (ع) بوده و سیاستهای ضدشیعی داشتند.[۱۸] وضعیت نامناسب شیعیان در دوره متوکل عباسی در حالی بود که آنها در زمان سه خلیفه قبل از او، یعنی مأمون و معتصم و واثق، از آزادی نسبی برخوردار بودند.[۱۹]

متوکل عباسی، شیعیان و علویان را در تنگنای اقتصادی گذاشت و مقرری علویان سامرا را که در زمان واثق برقرار بود، قطع کرد و آنها را از سامرا پراکنده ساخت. ملک فدک را که از زمان مأمون به علویان پس داده شد، از آنها گرفت.[۲۰]

احضار امام هادی (ع) به سامرا و بیاحترامی به او

متوکل عباسی، در نامهای احترامآمیز خطاب به امام هادی (ع)، از او خواست با هر کسی از خانواده و دوستان خود که میخواهد، به سامرا برود. امام دهم شیعیان، در سال ۲۳۴ قمری، از مدینه به سامرا هجرت کرد و تا پایان عمر در آن شهر ماند.[۲۱] رفتار متوکل با امام هادی (ع) جز در موارد معدودی، همراه با توهین، تحقیر و دشمنی گزارش شده است. بر اساس گزارشهای تاریخی، در وقت ورود امام (ع) به سامرا، محل اسکان وی از سوی دستگاه خلافت، مکانی نامناسب و محل تردد افراد ناصالح بوده و نوعی بیاحترامی به او تلقی میشده است.[۲۲]

در طول اقامت امام هادی (ع) در سامرا، بارها خانه او مورد بازرسی مأموران حکومتی قرار گرفت و هر بار مأموران بی آنکه چیزی بیابند، بازمیگشتند.[۲۳] بر اساس گزارشهای تاریخی، هر گاه مأموران به خانه وی میرفتند، امام در نهایت آرامش و بیاعتنایی با آنها برخورد میکرده و حتی برای آنها شمع روشن میکرده است تا بتوانند خانه را کاملا بازرسی کنند.[۲۴]

متوکل و دستگاه خلافت او در موارد بسیاری تلاش کردند شأن و مقبولیت امام هادی (ع) را در جامعه کاهش دهند. مأموران حکومتی هر بار پس از بازرسی خانه امام، و نیافتن چیزی برای محکوم ساختن او، امام هادی (ع) را به کاخ متوکل میآوردند و خلیفه عباسی، بارها از او

ویران کردن مزار امام حسین (ع)

متوکل عباسی در سال ۲۳۶ قمری دستور تخریب و ویرانی قبر حسین بن علی (ع) را صادر کرد. دیزج، یهودی تازهمسلمان را مأمور این کار کرد. قبر امام حسین (ع) و سایر قبور اطراف آن تا حدود دویست جریب ویران شد، زمینها شخم زده شد و در آن زراعت کردند و هر کسی برای زیارت به آن مکان میرفت، دستگیر میشد.[۲۵]

تخریب مزار امام حسین (ع)، مسلمانان را آزردهخاطر ساخت؛ تا آنجا که مردم بغداد شعارهایی علیه متوکل بر در و دیوار مساجد نوشتند و شاعران با سرودن اشعاری به هجو او پرداختند.[۲۶]

فشارهای اقتصادی و اجتماعی به شیعیان

شیعیان در دوره متوکل عباسی فشارهای فراوانی را تحمل کردند و در نهایت محنت و مشقت زندگی میکردند. او کسانی را در مقامات حکومتی به کار گماشت که گرایشهای ضدشیعی داشتند.[۲۷] در این دوره، شیعیان از همه مناصب دولتی طرد شده و از نظر اجتماعی منزوی شدند.[۲۸]

متوکل در نامهای به حاکم منصوب خود در مصر، فشار بر شیعیان را به شکل بیسابقهای افزایش داد؛ عدم اجازه ملکیت به شیعیان و عدم جواز برخورداری از بیش از یک برده، برخی از این موارد بود. او همچنین از حاکم مصر خواست اگر دعوایی میان یک علوی و یک غیرعلوی درگرفت، قاضی ابتدا سخن غیرعلوی را بشنود و در هر حال ادعای او را بپذیرد و سخن علوی را نشنود.[۲۹]

به گفته ابوالفرج اصفهانی، متوکل در بدرفتاری با خاندان علوی، گوی سبقت از تمامی خلفای عباسی ربود و هر کسی را که گمان میکرد طرفدار و دوستدار علی و آل علی است را نابود و اموالش را مصادره میکرد.[۳۰]

علویان و شیعیان معترض

در دوره خلافت متوکل عباسی، با وجود فشارها و سختیهای فراوانی که بر شیعیان و علویان وارد شد، قیام گستردهای شکل نگرفت. تدابیر امنیتی و مراقبت شدید از شیعیان، در این امر دخیل بوده است.[۳۱] با این حال شخصیتها و گروههای معترضی وجود داشتند که هیچ کدام از آنها نتوانستند حرکتی جدی را آغاز کنند؛ از جمله ابوعبدالله محمد بن صالح که زندانی شد، حسن بن زید ملقب به داعی کبیر که به طبرستان و دیلم پناهنده شد، و یحیی بن عمر که با وجود آنکه گروهی را برای قیام جمع کرده بود، اما گرفتار شد و مورد ضرب و شتم قرار گرفت.[۳۲]

تقویت اهل حدیث و تضعیف معتزله :

سالهای خلافت متوکل عباسی را میتوان دوره تضعیف معتزله و تقویت اهل حدیث دانست.[۳۳] معتزله در زمان سه خلیفه پیشین، به تدریج قدرت را در دست گرفتند و مناصب و مشاغل دولتی را از آنِ خود کردند و فشارهای فراوانی بر اهل حدیث وارد کردند.[۳۴]

متوکل عباسی، مناظره درباره کلام خداوند و سایر عقاید دینی را ممنوع کرد. او در سال ۲۳۴ قمری، فرمانی صادر کرد که بر اساس آن، کسانی که در امور دینی مناظره کنند، تحت تعقیب خواهند بود. او همچنین تفتیش عقاید را که از زمان مأمون رایج شده بود، برداشت و مردم را به تقلید و تسلیم در برابر اهل حدیث واداشت.[۳۵] متوکل، احمد بن ابی داود معتزلی را عزل کرد؛ او از یاران نزدیک مأمون بود و بنابر اسناد تاریخی، مأمون تحت تاثیر او، عقیده معتزله را بر جامعه تحمیل کرد. برکناری چهرههای معتزلی و مصادره اموال آنها، اقدام دیگر متوکل برای تضعیف معتزله و تقویت اهل حدیث بود.[۳۶]

متوکل در سال ۲۳۷ قمری، اصل مخلوق بودن قرآن را که از عقاید اصلی معتزلیان بود، بدعت در دین دانست و اعلام کرد که صاحبان این عقیده را به جرم ارتداد تعقیب خواهد کرد. متوکل عباسی، مذهب اهل سنت را مذهب رسمی حکومت اعلام کرد و به همین موازات، بر شیعیان، معتزله و خوارج سخت گرفت و آنها را منزوی ساخت.[۳۷]

حمایت متوکل از فقیهان اهل سنت و هماهنگی او با عقاید آنان، سبب شد که او، هم در زمان حیات و هم پس از آن، در میان اهل سنت، احیاگر سنت پیامبر و پاککننده دین از بدعتها شناخته شود.[۳۸]

فشار بر اهل ذمه :

متوکل عباسی در دوران خلافت خود، فشار فراوانی بر اهل ذمه وارد کرد و روشهایی به کار گرفت که در سنت اسلامی تا آن زمان دیده نشده بود. او در سال ۲۳۵ قمری فرمانی صادر کرد و دستور داد که اهل ذمه باید عباهای عسلی بپوشند و هر کس از آنها که عبا نمیپوشد، باید دو وصله به رنگ عسلی به اندازه یک وجب در یک وجب روی جامهاش بدوزد. به دستور او، همه اهل ذمه باید بر کلاههای خود نوارهایی میدوختند که همرنگ کلاه نباشد و کاملا مشخص باشد.[۳۹] بر این اساس، اهل ذمه از سوار شدن بر اسب و یابو منع شدند، در هیچ کار دولتی و حکومتی به کار گرفته نشدند، حق ساختن کلیسا و معبد جدید از آنها سلب شد و قبور آنان باید مساوی با سطح زمین ساخته میشد.[۴۰]جرجی زیدان، نویسنده کتاب تاریخ تمدن اسلام، این رفتار متوکل با اهل ذمه را ناشی از همراهی مسیحیان حمص با مسلمانان در شورش علیه والی متوکل در حمص دانسته است.[۴۱]

با وجود فشار کمنظیر متوکل بر اهل ذمه، برخی از دانشمندان مسیحی، در دستگاه خلافت خدمت میکردند؛ از جمله حنین بن اسحاق (طبیب و منجم)، اسرائیل طیفوری و بختیشوع بن جبرائیل.[۴۲]

منابع :

  1. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۷.
  2. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  3. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۷.
  4. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  5. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  6. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۲.
  7. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۳ و ۵۴.
  8. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۴.
  9. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵ و ۸۶.
  10. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵.
  11. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۶.
  12. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵.
  13. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۸۵ و ۸۶.
  14. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  15. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  16. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  17. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  18. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  19. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۰.
  20. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳.
  21. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳ و ۶۴.
  22. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۴.
  23. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۴.
  24. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۴ و ۱۵.
  25. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۲.
  26. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۷.
  27. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  28. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۷.
  29. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۷ و ۱۸.
  30. اوحدی حائری، اوضاع شیعیان در دوره متوکل عباسی، در مجله شیعهشناسی، بهار ۱۳۸۵، ص ۱۲.
  31. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳.
  32. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۶۳ و ۶۴.
  33. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۶.
  34. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۴.
  35. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  36. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۵.
  37. خضری، تاریخ خلافت عباسی، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۹.
  38. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۸.
  39. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۸ و ۵۹.
  40. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.
  41. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.
  42. پرسنده، بررسی سیاستهای مذهبی متوکل عباسی، در مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، بهار ۱۳۸۸، ص ۵۹.

برچسب: متوکل,عباسیلعنة, نویسنده: رادین کاظمیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:47

صفحه بندی